نگاهِ روشنت
"...محرم نبودی ابرکم هُرم نفسهای منو
همراه دلتنگی شدن، همبغض عاشق بودنو
محرم نبودی تا بگم
اون مرد تنها که رسید
هم رنگ چشماتو گرفت
هم یاس رویاهامو چید..."
چون امروز آسمون گرفتهست و دل منم گرفته، این آهنگو اینجا قرار میدم. قدیمیا میدونن که من چقدر آهنگهای مرتضی رو همیشه دوست داشتم. راستی در این میان شماهایی که خیلی وقته منو میشناسید باید گاهی چیزهای تکراری اینجا ببینید. چون مهربان هرازگاهی(شایدم بیشتر از هرازگاهی) به گذشته برمیگرده. همین الان این جملات از ذهنم گذشت:
گذشته و آینده هردو غیر قابل دسترسیاند. منتها گذشته قطعیت داره و آینده نه. شاید خیلیا به خاطر همین قطعیت به گذشتهها بیشتر برمیگردند.